أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

367

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

اسلامى سازگارى ندارد . بدين ترتيب در غالب اوقات ، از رباطها در جهتى بر خلاف اهدافى كه در بناى آن‌ها بوده استفاده مىشود . اگر در اين رباطها صرفاً به حمايت از طلاب علم ، در يك چهارچوب تعريف شده و نيز وادار كردن ساكنان آن به اين كه برخى از صنعت‌ها و حرفه‌ها را فرابگيرند تا آنان را از موظفى مرسوم بىنياز كند ، ساخته مىشد ، اين ممكن بود كه بلاد از ساكنان آن رباطها و تلاش‌هايشان بهره‌مند شود . عزل دربانان مسجد در اين وقت ، فرمانى داير بر بستن درهاى مسجد بعد از موسم به جز چهار در صادر گرديد . اين امر سبب به سختى افتادن مردم و انتقادهاى آنان شد . به دنبال آن بود كه فرمان عزل دربانان مسجد كه از فقها و قضات بودند صادر شد و مقرر گرديد تا به جاى آنها برخى از مردم نيازمند تعيين شوند و موظف گردند تا مراقب درها بوده ، همان‌جا ، استراحت هم بكنند . « 1 » بركات فرزند حسن با درگذشت شريف حسن ، برسباىْ سلطان چراكسه امارت بركات را تأييد كرده و برادرش ابراهيم را نايب او قرار دارد . او توانست امور جارى را به خوبى اداره نموده ، با آرامش و عدالت بر مكه حكومت كند . « 2 » در همين دوره بود كه آمدن قافله‌هاى هندى كه شمار حجاج آنان فراوان بود ، آغاز گرديد ، در حالى كه تا آن زمان شمار آنان اندك بود . امارت مكه هم مقرّر كرد تا آنان چيزى بپردازند . در سال 832 از طرف برسباى خبر رسيد كه دستور داده است تا آنچه را از قافلهء هندى مىگيرند يك سوم را صاحب مكه بردارد و دو سوم آن براى وى فرستاده شود . چنين مىنمايد كه بركات احساس كرد كه سهم او از اين رسوم اندك است و از

--> ( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 2 ) . إتحاف الورى ، ج 3 ، ص 632 .